فال شب یلدای 96
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
دیدم به خواب خوش که دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود چل سال رنج و غصه کشیدم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود آن نافه مراد که می خواستم ز بخت در چین زلف آن بت مشک
آن شرلی من
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
دلم می خواد دختری مثل آن شرلی داشتم. او ساعت ها حرف بزنه و من محو خیالاتش شوم دلم می خواد دختری مثل آن شرلی داشتم تا ساعت ها از دخترانگی برایش بگویم و او درست مانند لحظه ای که خانم آلن او را دوشیزه
گزارش این روزها
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
بررسی از مرجع روزها طبق کپی رایت ی آخر پایان نامه نویسی است. بالاخره کابوس پایان نامه و دانشگاه که چهار سالش بدون لذت بود داره کم کم تمام می شود. دکتر اصلاحیه آخر را زده است و قرار است بعد از انجام اصلاحات وقت بگیرم برای دفاع.
واژگان غریب
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
گفت: "خودتان را درگیر بازی های روانی نکنید. در بازی های روانی یا خودتان وارد بازی می شوید یا فرد شما را وارد بازی می کند. اگر چه ناخودآگاهانه است اما تاثیر منفی فراوانی بر فرد می گذارد." همین یک جمل
شنبه های پر شور 1
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
چند صباحی است که شنبه ها برایم روز دیگری است. سرشار از انرژی و امید. شاید باید زودتر شروع می کردم. تقریبا یک سالی از پیشنهاد دوستم مونا گذشت تا قبول کردم در این کلاس ها ثبت نام کنم. خوب یادم هست اولین
آخرین روز تابستان
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
با صدای موبایل از خواب بیدار شدم. خواب آلود گوشی موبایل را چک کردم. مریم بود. زنگ زده بود از اوضاع و احوال رساله جویا شود. گفتم امروز دفاع دارم و پر از استرس هستم. کمی با هم حرف زدیم و کمی دلداری و در
عیب یابی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 23:57
تقریبا خیلی بیشتر از گذشته متوجه شده ام عیب و ایراد رفتاری ام کجاست. قبل تر ها فقط فکر می کردم مهمترین مشکل رفتاری ام زود عصبانی شدم است. فرقی نمی کرد در کجا و در چه زمینه ای باشد اگر در اداره بود و
مرگ در می زند
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 11:01
سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۶مرگ در می زندمرگ در می زند.همه چیز از یک تماس بی پاسخ شروع شد. همان صبحی که تازه به اداره رسیده بودم، موبایل از کیف درآوردم تا شارژ کنم، یک شماره نا آشنا روی صفحه موبایل ظاهر شد. به شماره ناشناس زنگ زدم. اسم و فامیلم را خواست و گفت از سونوگرافی زنگ زده امروز وقت ویزیت دارم، ایا...
ناتوان
-
تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 18:10
دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۶ ناتوان احساس می کنم. درد بی حد و مرز اش را و تمنای نیازش را. تن ام این روزها همه ی مرزها را شکسته و با ولعی تمام نشدنی حضور یک رابطه ج.ن.س.ی را طلب می کند. تن ام را می شناسم این گونه حریص و بی مقدار نشده بود گه گاهی اط این طلب ها می کرد اما به فراخور زمان ازش رد می شد. اما اینب...
شب
-
تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 18:10
یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ همه چیز خیلی ساده اتفاق افتاد. از همان شبی که روی مبل روبروی تلویزیون یله شده بودم و خیره به تصویر تلویزوینی که تازگی مهمان خانه ام شده بود، بودم. ناگهان فکری به ذهنم خطور کردر سال های اخیر شب ها در چه موقعیت مکانی بوده ام. در ابتدا مرور خاطرات نزدیک بود همین چند سال اخیر...
حال من بی تو
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:49
حال خوب، دغدغه اینروزها شده، خواب آرام شبانه تقریبا تعطیل شده و پشتبند آن حمله های عصبی صبح و سردردهای گاه و بیگاه در طول روز امان این روزهایم را بریده است. همه اینها از وقتی شروع شد که روند پروپوزال نویسی اینگونه طول کشید. فرایندی که بطور خوشبینانه (و مقدار اعتماد بنفس) قرار بود تا آخر آبان به سران...
"خیالی نیست"
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:49
موسیقی عاشقانه ای گوش می کنم آنجا که اوج می گیرد و خواننده با ولع می خواد:" تمام کهکشان نشلنی از تو دارد. زمان بدون تو سر گذر ندارد" و شاه بیت اش" جهان به اعتبار خنده تو زیباست بیا تمام ناتمام من همین جاست" بتلاش می کنی تصویری از یار در گوشه ای از ذهن ات قرار دهی. اینجاست که سیاه چاله ذهن ات عیان می...
در فضیلت اسفند
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:49
فکر می کنم اسفند را از دست دادم. برای من ماه اسفند جز روزهای سپری شده زندگی ام نیست. بیشتر برایم جز آن قبیل روزهای اسک که در بایگانی روح ام ثبت شده اند. شادی بی امان مردم در شکل خرید و خانه تکانی و.. کاملا برایم قابل رویت است. اسفند برایم صرفا ترافیک خیابان و شلوغی بازار نیست. اسفند روح زندگی است در...
پدر جان روزت مبارک
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:49
روز پدر است با تمام مخلفاتش. تبریک روز پدر، تغیر عکس های پروفایل شخصی به عکس پدران شان، متن های از خاطرات دوران کودکی و پدری که قهرمان یکه تاز این خاطرات بود. یکی از ساندویچ گرفتن پدرش در دوران مدرسه گفته و آن دیگری از خاطرات کوتاه کردن موهای قرمزش توسط پدری مهندس. همه اینها به اضافه اب و تابهایش صح...
آرام
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 6:49
می خواهم آرام باشم.فارغ از هر کابوس شبانه ای. نرم نرمک لذت پاییز را در زیر پوست افتاب خورده ام حس کنم طعم شیرین رنگ ها در رقص بی امان لحظه ها. می خواهم آرام باشم.تنها و ارام و بی دغدغه حتا اگر با یک لیوان دمنوش شبانه باشد. می خواهم آرام باشم. حتا اگر خیال بی امان پایان نامه نویسی در کنج ذهن ات خانه ...
انتظاز
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:22
روزهای پر از واهمه
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:22
انتظار برای یه خبر جدید یه خبر خوب جدید
همه چیز با تو
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 6:22
یه جاهایی می فهمی خیلی تند رفتی و باید ارامتر حرکت کنی یه جاهایی می فهمی خیلی به اراده ات اعتماد کردی باید کمی هم توکل کنی یه جاهایی می فهمی خیلی زندگی رو سخت گرفتی باید کمی بی خیال بشی یه جاهایی می فهمی زندگی ورای انچه که تو تصور می کرده ای بوده و هست. فارغ از همه تلاش ها چلنچ ها درگیری ها چیزی بنا...